این کودک قرار بوده در آینده یک تروریست شود!!!

بدون شرح...

















"
بدون شرح!
اتومبیلی که در تاریخ ثبت نشد!
منبع نشریه صبح پرستو"خودروی من"

سال ها قبل زمانی که داخل حباب اتومبیل شمع روشن می کردند، این وسیله نقلیه یک کالای بسیار لوکس ویژه پولداران و سیاستمدارن محسوب می شد . اگر آن زمان در اتوبان همت می ایستادید شاید در طول روز فقط دو اتومبیل از این مکان عبور می کرد.ایرانی ها از همان ابتدا علاقه زیادی به اتومبیل داشته اند.در تاریخ آمده است اولین اتومبیل در زمان قاجار به ایران وارد شد. اما این نخستین بار نبود که در ایران اتومبیل وجود داشته است.
.در سال 1846 میلادی گروهی از باستان شناسان انگلیسی هنگام جستجو در تخت جمشید ،میان بقایای ستون های این عمارت ستونی را پیدا کردند که با سایر ستون ها متفاوت بود . آنها پس از مدت ها تلاش متوجه شدند که این شی ستون سمت شاگرد یک اتومبیل بوده است.
."مارک هاردستون " باستان شناس ایرلندی معنقد است در قسمت شکسته شده کتیبه کوروش بزرگ ، از اتومبیلی یاد شده که بدستور کوروش تولید آن در ایران آغاز شده و تا قرن ها بعد ادامه داشته است.وی می گوید زمانی که تخت جمشید آتش گرفت اتومبیل شخصی داریوش کبیر در پارکینگ آن قرار داشته است.
در تاریخ آمده پس از حمله چنگیز خان به ایران ،ارتش مغول در کیلومتر 18 جاده مخصوص سمرقند ،سوله بزرگی را به آتش کشیدند که احتمال می رود سالن خط تولید آن خودرو بوده است.همچنین در تاریخ مغولستان آمده است که یکی از سرداران ارتش مغول سال ها پس از کشته شدن چنگیز خان اتومبیلی را در یکی از روزنامه های آن زمان برای فروش آگهی کرده و نوشته است:"این خودرو مال یک فرمانده بوده که صبح با آن می رفته جنگ و شب به خانه بر می گشته است
."تاریخ شناسات با این شواهد بر این اعتقاد هستند که چنگیز خان یکی از اتومبیل های سوله جاده سمرقند را به غنیمت گرفته است. نکته مسلم این است که تولید این اتومبیل تا حمله مغولیان ادامه داشته و باید پیش از آن هزاران یا میلیون ها دستگاه خودرو تولید شده باشد ولی آن خودرو ها کجا هستند ؟از سال 1846 که ستون یک اتومبیل در تخت جمشید پیدا شد هیچ اثری از آن نیست.
.دکتر روبرتو فرناندو ، تاریخ شناس ایتالیایی به این پرسش پاسخ داده است. او می گوید :ایرانیان مبدع ایده از رده خارج کردن خودروهای فرسوده بوده اند.به اعتقاد فرناندو ، خودرو ها پس از گذشت 4 سال از تاریخ تولید توسط کارخانه سازنده با اتومبیل های مدل روز تعویض میشده است.به همین علت است که جز بقایای اتومبیل داریوش بزرگ اثری از این خودروها باقی نمانده است
.در آگوست 1972 میلادی یک مجله جنجالی انگلیسی ادعا کرد فردی به نام تالبوت در تلاش است تکنولوژی خودرویی ناشناخته را در غالب اتومبیلی جدید پیاده کند .اما با این حال نمی توان گفت که آن خودرو ناشناخته پیکان ایران ناسیونال بوده است . با مراجعه دوباره به تاریخ و شناسایی فردی که اتوموبیل را از سردار مغول خریده ابعاد تازه ای از ماجرا روشن می شود . نام فرد خریدار ثبت نشده اما گفته می شود که وی آلمانی بوده است.ولی ما هنوز نمی دانیم که آن خودرو الان کجاست. در آبان 1365نامه ناشناسی به مجله دانستنی ها ارسال شد که در آن فرد نویسنده مدعی شده بود "ب.ام.و"آلمان از ابتدا به تکنولوژی این خودرو دست پیدا کرده بود
.در سال 1339برگه ای قدیمی در یکی از بناهای قدیمی اطراف میدان بهارستان پیدا شد که گواهی می داد زمانی که مجلس به توپ بسته شد ،اتوموبیل باقرخان آسیب دیده و شرکت بیمه خسارت آن را پرداخت کرده است
.اگر چه به سختی می توان آثاری از اتومبیل ناشناخته ایرانی را در تاریخ جستجو کرد. اما در ادبیات می توان نشانه هایی از وجود اتومبیل در آن زمان بدست آورد.فردوسی در شاه نامه تعریف کرده که رستم اسبی به نام رخش داشته است که روزی گم می شود.علم جانور شناسی این داستان را که یک اسب گم شده و در جای دیگر پیدا شده را رد می کند.رستم یک اتومبیل سفید داشته است.اویک روز در جاده آبعلی کنار جاده توقف می کند و برای انجام یک پروژه مهم به پشت تپه ها می رود.وقتی بر می گردد رخش را نمی یابد .چند روز بعد اطلاع می دهند که پلیس راه توران رخش را یافته است.ولی به چه علت حکیم ابولقاسم فردوسی اصرار داشته اتومبیل رستم را اسب جلوه دهد ؟آیا ایرانیان نمی خواسته اند نام اتومبیل ایرانی در تاریخ ثبت شود؟
همچنین خواجه حافظ شیرازی در اشعار دیوان خود چندین بار به پریشان شدن زلف یار اشاره کرده است که احتمال داده می شود این شاعر یک اتومبیل "کروکی" داشته است. در آن زمان نیز اتومبیلی به غیر از اتومبیلی که ستون آن قرن ها بعدها در شیراز کشف شد وجود نداشته است.نظریه ای نیز مطرح است که حکیم "نظامی " گنجوی،یک تویوتای لند کروز داشته است.ناصر خسرو در قسمتی از سفر خور گفته است در فریدون کنار مشاهده کرده که در میدان اصلی شهر مسابقه شتر سواری بر قرار شده بود.این در حالی است که هیچ شتری در فریدون کنار وجود نداشته و ندارد. به احتمال زیاد ناصر خسرو به خیابان ایران زمین فریدون کنار رفته و کورس گذاشتن خودروها را مشاهده کرده اما چون نمی توانسته آنرا عینا بنویسد ، از عبارت شتر استفاده کرده.در این میان بیهقی نیز به جای شتر از اسب یاد کرده و نوشته است در قسمتی از شهری مشاهده کرده که اسب ها را نعل طلا می کرده اند و خورجین رنگارنگ پشت آنها می انداخته اند که این ثابت می کند بیهقی به جایی همانند خیابان سورنا رفته بوده است.گفته می شود در لوح حمورابی که حاوی اولین قوانین تاریخ بشری است نوشته شده گاری هایی که اطراف بازار شهر قصد ایستادن دارند بایستی به ازای هر ساعت توقف دو سکه به پارکبان بدهند .همچنین تردد گاری های عادی در بعضی از ساعات در جاده ها ممنوع است ولی گاری های خورجین دولتی می توانند آزادانه در تمامی ساعات شبانه روز در جاده ها تردد کنند.
با سلام .
چند وقت پیش از یک منبع موثق خبری شندیم که در رسانه های غربی هم انعکاس پیدا کرد مبنی بر اینکه روز کریسمس بابا نوئل سر چهاراه های معروف ایران به مردم بسته ای به عنوان هدیه می داد . در داخل این بسته ها بر روی برگه هایی تبلیغ مسیحیت شده بود که امروز دیگه به مسئله عادی داره تبدیل میشه. حتما تعدای از شبکه های مسیحی رو روی ماهواره ها همه دیدن که به زبان های مختلف ترکی!!! فارسی !!! کردی!!! و... برای ما!!! تبلیغ می کنن !!!!!!!!! از میدون انقلاب گرفته که می تونی یه انجیل و با چند دهم قیمت یه قران بخری تا کلیساهای خونگی و رسمی که هرچند تا بخوای مجانی بهت میدن.(جالبه که فارس و ترک و کرد و ... همه رو با هم دور یک پرچم یعنی مسیحیت جمع می کنن و دیگه ترک و کرد و فارس و... "مسیحی" هیچ فرقی با هم ندارن. مسیح در فیلم هاشون هم ترک /هم فارس/ هم کرد و هم هرچی دیگه که فکر کنیم میشه .البته اصولا مسیح در مسیحیت عادت داره که همرنگ جماعت شه بگو چی لازم داری مسیح همونجوری میشه مثلا ما مسیح آفریقایی داریم که سیاهه مسیح ژاپنی داریم که چشم بادومیه مسیح سرخ پوست داریم که ...!!!مسیح کرد و لر و فارس و ترک و خلاصه همه چی بگو چه جورشو می خوای بگذریم از اینکه مسیح همجنس باز و خانوم باز رو هم خیلی وقته وارد بازی کردن. امان از دست کشیش های یهودی چه جوری این جماعت مسیحی رو تیغ می زنن تا بتونن پول گلوله هاییکه تو تن کودکان و زنان مسلمان جا می گیره رو در بیارن .) البته این درد فقط مربوط به اینجا نیست در دوسال اخیر ۲۰۰ تا کلیسا در ترکیه ساخته شده که کارشون پخش اناجیل بین مردم در کنار دستگیری از فقراست!!!! در عراق و افغانستان هم اوضاع همینه البته در کشورهای عربی هم تحرکات ویژه ای شروع شده .
بگذریم...
ازاون ماجرا چند وقتی بیشتر نمی گذره !!! که امروز (حدودا ۴ روز مونده به عید)به یک پدیده عجیب برخورد کردم و باعث شد برای چند دقیقه خشکم بزنه!!!
نسل جدید سفره هفت سین!!! وارد بازار شد !!!!!!!
یه چند دقیقه به این سفره !!!( بخوانید درخت )هفت سین نگاه کنید :



متوجه هستم که دقیقا می دونید چی می خوام بگم! این سفره ها خودشون با آدم صحبت می کنن لازم نیست کسی در بارشون توضیح اضافی بده . ولی ذکر چند تا نکته ضروریه :
۱- تاحالا فکر کردید چقدر بابانوئل مسیحیا شیبه حاجی فیروز ماست نوع لباس هاش /دم به اصطلاح عید ظاهر شدنش /تو جمع مردم بودنشون/ استفاده از موسیقی و...حاجی فیروز ما (بخوانید بابا نوئل ما ) چند تا فرق با بابا نوئل اونوریا داره که البته خیلی محدود ولی معنا داره .شاید اولین فرقی که این دوتا با هم دارن این باشه که بابانوئل ما رو ریشاش و زدن و سیاهش کردن !!!! همون کاری که روزی ۱۰۰ بار با ما می کنن .دومیش که خیلی عجیب تره اینه که بابا نوئل اونا هدیه می ده بابا نوئل ما گدایی میکنه !!!
۲- دوستان به نظر شما چرا حداقل همین حاجی فیروز خودمون(اصلاح می کنم بابانوئل خودمون) رو روی این درخت کاج مسیحیا وصل نکردن و درست همون بابا نوئل پدر رو وصل کردن اونم ۷ بار !!!!!!!!
۳-البته اوضاع با توجه به این تصاویری که آدرس اون رو دوست عزیزمون " ۷ " تو وبلاگ استاد پورپیرار گذاشته بود کاملا قابل درک هست.http://www.iranjewish.com/pic.htm
می خواستم یک مطلب در باره به اصطلاح عید بنویسم و لعنت و احساس انزجار خودم رو از این عید جهود ها ابراز کنم با خودم گفتم که دوستان این کار رو بهتر از بنده انجام می دن و موضوع به اینجا کشید که فک کنم اینم در نوع خودش کمک می کنه با ماهیت اصلی این به اصطلاح عید بیشتر آشنا بشیم .احتمالا تو این چند روز باید منتظر باشیم که "ریچارد فرای" حرام زاده!!! با یکی از این سفره ها (نمی دونم دیگه باید بگم سفره یا درخت) در شبکه های ما به توصیف نوروز باستانی !!!! بپردازه البته می دونم که در ایران اون زیاد راحت نیست چون حضور استاد پورپیرار در این شهر با عث می شه حرامزاده هایی نظیر اون نتونن راحت بخوابن .
براستی که استاد پورپیرار ما حق داریم بگیم از صمیم قلب مدیونتون هستیم . من حق دارم بگم که شما از تمام کسانم در این دنیا با ارزش تری. برای من عید روزی ایست که شماره جدیدی از مقالاتتون نصب میشه .
چند تا عیدی هم برای کسانی که این چند روز برای این به اصطلاح عید بدو بدو می کردن دارم که امیدوارم خوششون بیاد !!!!



در وبلاگ استاد پورپیرار کامنتی که حاوی آدرس یک سایت بود نظرم رو جلب کرد . روی لینک کلیک کردم . صفحه ای از خبر گزاری فارس باز شد . در ابتدا فکر کردم نویسنده این مطلب از روی ناچاری مثل هزاران نفر دیگر که دنبال سوژه ای برای جذب مخاطب هستند در مورد هوی متال مطلب نوشته ولی بعد از خواندن بخش هایی متوجه شدم که اون در حقیقت بوسیله پوشش هوی متال می خواسته مطالبی در باره اسلام بیان کنه . مطالبی که به قول خودش از زبان جوانی شیطان پرست عنوان شده ولی با یک نگاه جزیی میشه صدها نمونه از این حرف ها رو در اینترنت جستجو کرد و هیچ ربطی هم به شیطون پرست بودن یا نبودن نداره . خیلی از به اصطلاح روشنفکرای امروزی گاه حرف های خیلی بدتری می زنن. یقینا این فرد هیچ اطلاعی از موسیقی بخصوص هوی متال نداره ولی ببینید بوسیله شگرد های مختلف چگونه در یک خبر گذاری ایرانی به اسلام توهین می شه نویسنده مذکور اگه بدنبال اصلاح چیزی بود وقتی جایی این حرف ها رو از زبان جوانی شنید بهتره اون رو به سایت پاسخ به شبهات اسلامی معرفی کنه نه اینکه بیاد و تک تک حرف های اون احمق رو برای ما بازگو کنه. مثل این می مونه من به این نویسنده بگم فلانی دیروز داشت می گفت مادرت ... و همه چی رو بگم . این فرد هر که هست از اون آنوسی های تمام عیاره .با توجه به اینکه وقت نداشتم داشتم جوابی براش می نوشتم اما برادر کوجیکم که ۱۵ سال داره گفت جواب این احمق رو نده چون هیچی حالیش نیست داشتم منصرف می شدم ولی چون ۲ صفحه نوشته بودم ادامه دادم ولی متاسفانه مطلب طولانی شد . این مطالب رو شاید کسانی که اندکی با موسیقی متال آشنایی دارن بهتر درک کنند.
سکانس اول و دوم: در جستجوی هوی متال
در یک هوای سرد زمستانی در حالی که بخار دهانت جلوه ای خاص به فضا می دهد وارد یک خیابان باریک و مخوف در پایین ترین محله شهر می شوی . در اطراف بیشترین چیزی که خودنمایی می کند فقر و تاریکی است. سر راه کودکی را میبینی که از گرسنگی در سطل زباله دنبال خوراکی می گردد. آن طرف تر جوان ژنده پوشی مشغول تزیرق مواد مخدر است . یک روسپی در حال فک زدن با راننده اتو مبیلی است . بعد از مدتی سوار می شود بخار شیشه های آن اتومبیل را پوشانده دیگر چیزی دیده نمی شود. از فرعی که به داخل کوچه می پیچی صدای فریادهای مردی که در حال فحش دادن و کتک زدن همسرش است شنیده می شود. سر پایین و دستهایت در جیب به راهت ادامه می دهی در وسط کوچه دونفر با هم درگیر شده اند . شخص تنومند تر اسلحه ای بر روی شقیقه آن دیگری گذاشته بی تفاوت از کنار آنها می گذری بطوری که حتی صدای شلیک گلوله را نیز نمی شنوی . کوچه را تا انتها می روی - تابلو نئونی قرمز رنگ یک کلوپ به چشم می خورد از پله ها پایین می روی . بر روی پله ها هر چیزی می توان دید از فیلترهای سیگار و لیوان های یک بار مصرف شکسته شده مشروب گرفته تا آثار قدیمی باقی مانده از استفراق و ادرار .
پله ها که تمام شد وارد سالنی می شوی دود همه جا را فرا گرفته. گه گاه صدای عربده به گوش می رسد . میروی و در بین جمعیت می ایستی . گروهی روی سن در حال آماده شدن برای اجرای قطعه دیگری هستند . منتهی باید صبر کنی چون خواننده در حال فحاشی به جمعیت است و تماشاگران نیز متقابلا پاسخ می دهند. فضا مقداری ساکت می شود . گروه آماده اند . خواننده پشت میکروفون قرار گرفته آمپ منتظر انفجار اجرای اولین پاورکورد توسط نوازنده گروه است . خواننده بر روی زمین تف می کند و با صدایی گوش خراش فریاد می زند " تن لششششششششششششششش..." .
سکانس سوم :
دوسال بعد ...
زمستان/غروب/ قبرستان
۵ نفر دور یک قبر ایستاده اند . هیچ کس با آن دیگری حرف نمی زند . جنازه ای کنار قبر است. . قبر کن در حال خالی کردن درون قبر است. کارش تمام می شود از درون قبر بیرون می آید دونفر جنازه را می گیرند و درون قبر می اندازند. روی جنازه را با خاک می پوشانند .از یکی از آنها می پرسم کی مرد ؟ می گوید دیشب در توالت . می گویم برای چه ؟ پکی به سیگارش می زند و می گوید اوردوز کرد . هر کدام از آنها به سویی می روند و من روی قبر را می خوانم بسیار ساده نوشته "متال".
سکانس چهارم :
چندین سال بعد...
ایران/ دفتری در خبر گزاری فارس /ساعت ۱۱ صبح
فردی که ظاهر ی احمقانه دارد پشت میزش مشغول نوشتن متنی است. می خواهد اسلام را بکوبد اما چطور می شود اینکار را کرد. بهتر است بطور غیر مستقیم آنچه دل تنگش می خواهد بگوید.خاطرش می آید که دیروز بچه همسایه شان داشت در باره گروهی به نام متالیکا حرف می زد و شکلک در می آورد.به او زنگ می زند و میگوید مقداری از این گروه ها برایم تعریف کن از پشت تلفن صدای مادر بچه شنیده می شود که می گوید نیما جان آب پرتقالت رو گذاشته بودم تو یخچال خوردی عزیزم .نیما پاسخ می دهد آره مامان جون. بعد شروع می کند و برای مرد در باره متالیکا حرف می زند مرد شروع به نوشتن می کند .نیما: یه نفر دیگه رو هم می شناسم که خیلی باحاله قیافش رو هم یجوری می کنه ! مرد : اسمش چیه؟ نیما: مرلین منسون . می تونی چند تا عکس ازش بهم بدی؟ نیما : آره .و مرد با این داشته ها شروع به نوشتن در باره هوی متال می کند ولی در سر فکر دیگری دارد.
لینک مطلب را در خبرگزاری فارس از این آدرس بخوانید.
وچه مقاله احمقانه ای از آب در می آید با یک نظر سنجی ساده بین کسانی که تنها اندکی با موسیقی متال آشنایی دارند براحتی می توانید بفهمید نگارنده آن سطور هیچ شناختی نسبت به هوی متال ندارد . در این مقاله به طرز خنده داری هوی متال با گروهی به نام متالیکا عوضی گرفته شده .هنگامی که گروه های بزرگ هارد راک و هوی متال در دهه60و 70 به هنر نمایی می پرداختند شاید اعضای گروه هایی چون متالیکا تنها مخاطبین این سبک موسیقی بودند . گروهایی نظیر جوداس پریست/ آیرون میدن/ بلک سبت/ موتورهد/ راش/ وارلاک/ گدی لی/ ویود /دیو /و حتی اسلایر / با افسانه هایی نظیر راب هالفورد/ بوریس دیکنسون /تونی اویامی /آزی آزبورن/ لمی کلیمستر /دوروپش/ دیو / گدی لی. واقعا قیاس کار درستی نیست چون هر کس سبک و نوع کار خود را دارد ولی فکر نکنم کرک همت(نوازند لید گیتار در گروه متالیکا) ار لحاظ نوازندگی حتی لایق مقایسه با بزرگانی چون ادی ون هلن(ابداع کننده تکنیک تپینگ)/ جورج لینچ/ رندی رودز / وبا افسانه هایی نظیر جیسون بیکر/اینگوی مالماستین /مایکل آنجلو/ میکل رومئو/ یا با هیولایی به نام جیمی هندریکس/ رویایی با نام ریچی بلکمور و جو ستریانی که برای کرات دیگر نوازندگی می کردند .ونفرات درجه یکی چون استیو مورس /جان پتروچی/ وینی مور/ پاول گیلبرت /مقایسه کرد کسانی که به عنوان اساتید و آهنگ سازان گروه هایی نظیر متالیکا شناخته می شوند. آیا لازم به یادآوری است که لارس(درامر گروه متالیکا) که در آن مقاله به عنوان بنیان گذار گروه متالیکا شناخته می شود در مورد درامر گروه اسلایر چه می گوید؟همینطور یامپیست یا درامر مرموز گروه راش و یا مایک پروتنی .حتی می توان گفت خود گروه متالیکا به یمن حضور وزنه ای کهنه کار بنام کلیف برتون در اوایل کار شکل به واقع رسمی پیدا کرد .پس بدانیم هوی متال مساوی نیست با متالیکا و عده ای حتی چسباندن نام برخی از امثال این گروه های را به موسیقی متال ننگ می دانند البته سلایق در موسیقی متفاوت است ولی هر کس که اندکی با موسیقی متال آشنایی داشته باشد بعد از خواندن این مقاله بشدت عصبانی میشود عصبانیتی که بیشتر ناشی از عدم بکارگیری الفاضی وحشتناک تر در مقاله مذکور است !!!
برای نشان دادن عمق نادانی و بی اطلاعی نویسندن مقاله مذکور نسبت به حتی واژه متال چند مثال می آورم . آنها که با موسیقی متال اندکی آشنا هستند درک می کنند چه می گویم.
در قسمتی از آن مقاله چنین می خوانیم:
<<براي آشنايي با افكار خوانندگان و ادارهكنندگان ""گروههاي متاليكا"" در ادامه برخي از اشعار ايشان با ترجمه آن ارائه ميشود :
Band: Nargaroth">>
واقعا هرکسی که از موسیقی متال سررشته ای دارد به من بگوید منظور این نویسنده از گروه های متالیکا چیست؟!!!!!!! متالیکا خود یک گروه است دیگر گروه های متالیکا یعنی چه؟ و چرا اگر منظور گروه(گروه=band) متالیکاست جلوی نام band اسم گروه بی اصالتی چون nargaroth آمده ؟ اتفاقا گروهی مثل متالیکا گروهی بسیارآرام است در اشعار آنها نیز چیز خاصی دیده نمی شود بطور مثال توجه کنید:
"" تا مادامی که آرزوی مرگ می کنم نفسم را بگیر / آه خدایا بیدارم کن(قسمتی از آهنگ one) "" .
گروه متالیکا به همراه گروهایی نظیر مگادث با هنرنمایی دیو ماستین و مارتی فردمن که خود از نوابغ لید گیتار بشما ر می آید در دهه 80 فعالیت های بسیار خوبی انجام دادند ولی عمر گروه متالیکا در اوایل دهه نود تمام شد و این گروه خود بخود حذف شد .نمی دانم چه رسمی است که تا می گویی متال فورا کسانی که با این نوع موسیقی آشنا نیستند می گویند "متالیکا منظورته". در صورتی که این گروه جز مخاطبین اولیه گروه های بزرگ هوی متال بشمار می آِید. به احتمال زیاد منظور نویسنده مقاله مذکور از گروه های متالیکا همان گروه های متال است . بدین ترتیب چند نمونه از اشتباهاتش را اصلاح می کنم.
گفتني است " هوي متال " ، " متال تاريك " ، " گوتيك متال يا متال گوتيك " چند سبك از موسيقي شيطاني متاليكا(منظور همان متال خودمان است)بوده...
آلبومها و كتاب هاي اشعار موسيقي متاليكا( منظور همان موسیقی متال است) نيز نقش اساسي را در جلب توجه عموم مخاطبين جوان به اين نحله انحرافي فراهم آورد .
مهمترين ورود شيطانپرستي به ايران رواج يافتن ميل جوانان به استفاده از موسيقي(باز هم منظور همان متال است ) و ساز گيتار (بعدا به مبحث شیطان پرستی می پردازم ولی هر کس توانست بگوید ربط ساز گیتار با شیطان پرستی در چیست به من نیز بگوید-"مثل مادر بزرگ خدابیامرز من حرف میزنه!!!"-) بوده است .
از سوي ديگر با گذشت زمان خوانندگان متاليكا( همان متال) همه روزه بيشتر تمايلات شيطاني خود را آشكار مينمايند و بدينسان ميتوان آنها را تنها عامل تبليغ شيطانگرايي معرفي كرد .
متال آهنگی خشن!
موسیقی متال به احساس لطیف مخاطب کاری ندارد و اغلب به پیچیدگی گرایش دارد . شاید این به خاطر تم های سنگین و قرون وسطایی و وابستگی شدید این موسیقی به مدهای موسیقی کلاسیک باشد . بطوری که متال استفاده از مدها را (به جای گام)دوباره در موسیقی باب کرد. اما در همین کارهای متال قطعات فوق العاده آرام و حسی می توان یافت که واقعا انسان را تحت تاثیر قرار می دهد .
هوی متال آینه تمام عیار یهودیت /مسیحیت و کتاب مقدس...
در بخشی از مقاله مذکور می خوانیم:
متاليكا در حقيقت ضدارزشهايي را ارائه مينمايد كه شامل " بازگشت به تاريكي " (محور اصلي تفكرات شيطانپرستان ، بيرحمي و تجاوزات جنسي ، فحاشي ، هجوم و حمله به جامعه و فرهنگ عمومي آن) ميباشد .
خوانندگان اين گروه بر روي صحنه و در كليپهاي خياباني دست به خوردن و آشاميدن ميوههاي فاسد ، ادرار ، مدفوع ، خون و مردار نموده و از كثيفترين گروههاي موسيقي جهان به حساب ميآيند .
کتاب مقدس عهد عتیق/ کتاب حزقیال نبی باب 4 آیه 4-12
خداوند به پیامبرش حزقیال دستور می دهد که 390 روز بر روی نان روزانه اش "گه " بمالد و بعد آن را بخورد."آنگاه خداوند یهوه به من فرمود آهن تیز بردار و موهای سر و ریشت را با آن بتراش و پس به میان برو یک ثلث از آن را بسوزان و ثلث دیگر را به زباله بریز و چون این را به انجام رسانیده باشی موافق گناه اسرائیل 390 روز بر روی پهلوی چپ خود بخواب ... پس غذایی را که میخوری به وزن 20 مثقال برای هر روز وقت به وقت خواهی خورد و قرص های نان جو را که می خوری در نظر همه اسرائیل با " گه" خود خواهی خورد. پس گفتم آه خدایا من از طفولیت تا به حال گه آدمی نخورده ام . آنگاه به من فرمود پس اینک پذیرفتم به جای گه انسان /گه گاو را بر تو مقرر دارم.
کتاب دوم پادشاهان باب 18 آیه 27
یهوه پیغمبر خویش ربشاقی را به نزد شخصی می فرستد تا به مردم به گوید: من بر مردمانی که بر حصار شهر نشسته اند فرستاده شده ام تا از جانب خدا به آنها بگویم که همرا با شما نجاست خود را بخورند و بول خود را بنوشند.
اشاره های کتاب مقدس در مقوله sex نیز بسیار حائز اهمیت:
از این جهت که دختران اورشلیم به خود غره شده اند و با ناز می خوامند ....من فرق سرشان را کچل می کنم و دستور خواهم داد که مو بر فرجهایشان نروید.... کاری خواهم کرد که عطریانشان مطعفن شود و به عوض کمر بند ریسمان ببندند و به عوض سینه بند زنار و به عوض زیبایی به آنها سوختگی خواهم داد و به عوض گیسوان بافته کچلی...(اشعیای نبی باب 3/16-24)
تو ای اورشلیم اکنون خودت را نجس کردی ساکنان تو عورت پدرانشان را منکشف ساختند و با زنان در حال حیض مقاربت کردند . بعضی از آنها با زن همسایه خوابیدند و بعضی دیگر با عروسشان به زور زنا کردند . کسانی نیز خواهران خودشان را بی عصمت کردند حالا که اینطور است من هم تو را در نظر همه امت ها بی عصمت می کنم تا بدانی که من یهوه خدای تو هستم...(حزقیال باب 22/16-10)
گاهی احساس می کنم باید در بالای صفحه های کتاب مقدس شماره هایی نظیر +10/+12/+16/+18/وجالبه کتاب مقدس تنها کتابیه که گنجایش داره این عددها تا +25و 26 هم بره...
.... وکلام خداوند بر من نازل شد گفت: ای پسر آدمی بدان که دو زن دختر و یک مادر بودند و هر دو در مصر زنا کردند. در آنجا پستان هایشان را بمالیدند و بکارت ایشان فشردند و نام خواهر بزرگتر اهوله و نام خواهر کوچکتر اهومله بود و هر دوی آنها از من بودند اما اهوله رو تافته زنا کرد ...(از بقیه موضوع می گذرم چون بیشتر شبیه به تعریف کردن یک فیلم پورنو می مونه).حزقیال نبی باب 23/ 1-35
من ترا مانند علفی که در کشتزار می رویید پرورش دادم تا رشد کردی و به سن و سالی رسیدی که دختران هوس زینت و ارایش می کنند . کمکم پستانهایت برجسته شد و مو بر نهانگاهت رویید . در آن وقت بود که از کنار تو گذشتم و در یافتم که زمان عشق بازیت فرارسیده . دامن ردایم را رویت کشیدم و خون بکارتت را شستم و رویت خوابیدم و...
پاچیده شدن بنیان خانواده/ فقر/ روزمرگی /مواد مخدر از یک طرف و فقط یک نگاه به کتاب مقدس از طرف دیگر هر انسانی را که اندکی فکر کند را وادار به فریاد می کند. در 60 -70 سال پیش که جامعه فوق مذهبی امریکا /مذهبی تر بود کودکان مجبور بودند ساعت ها در کلیسا ها به بیانات کشیش که هر هفته چند بخش خاص از کتاب مقدس را فقط تکرار می کرد گوش دهند و بعد به موسیقی هایی که برای جلال مسیح ساخته شده بود گوش دهند آوازهایی که برای آنها بسیار کسل کننده و غیر قابل تحمل بوده . بعد از مدتی آن کودک خود انجیل را به دست می گرفت و شروع به خواندنش می کرد و تازه متوجه میشد که در اناجیل این شیطان است که قدرت دارد و نه مسیح (مسیحی که در کلیسا او را خدا می خواندند) . مسیحی که شیطان او را به هر طرف بخواهد می برد. آنها متوجه می شدند دستوراتی نظیر اگر به سمت چپ صورتت سیلی زدند طرف دیگر را برگردان یا به اربابت خدمت کن همانطور که به مسیح خدمت می کنی مزخرف محض است و بیشتر به درد استثمار شدن می خورد تا هدایت . بعد از مدتی آن کودک همان گیتاری را که در کلیسا از آن در مدح مسیح (بخوانید خدا) استفاده می شد برداشت و با آن بر ضد مسیح/ مسیحیت و یهودیت اشعاری ساخت و شروع به خواندن کرد. در جلوی چشم های مادرش کتاب مقدس را می گرفت و عربده زنان آن را پاره پاره می کرد و به صوت مادرش میریخت.
شیطان پرستی و هوی متال
چند وقتی است که جراید صدا و سیما و رسانه ها هر از گاهی برای رونق دادن به کار و کسب خود از شیطان در رسانه های خود به نحوی شایسته تقدیر و تمجید می کنند!!! در برنامه های آنها می توانی هر آنچه در باره شیطان پرستی نمی دانی بفهمی .یکی از شیطان پرستان روزی به من گفت این مطالبی که درباره شیطان پرستی در رسانه های ایران گفته می شود را حتی در انگلستان هم که مرکز اصلی آن است نمی توانی پیدا کنی !!!
شیطان پرستی چیست؟ آنطور که از نامش بر می آید یک مذهب شرک آلود است و هیچ فرقی با انواع دیگر شرک از قبیل یهودیت/ مسیحیت/ گاو پرست/ موش پرست/ بودایی و ... ندارد . باید توجه داشت که تفاوت بنیادی بین آنتی کرایست (ضد مسیح)بودن و شیطان پرستی وجود دارد. ضد مسیح بودن مانند مکاتبی که خدا را قبول ندارند از انواع کفر حساب می شوند . در قران کریم مشرک از کافر بدتر است. مشرکین در قران نجس هستند و حتی نباید با آنها دوستی کرد . به فرمایش قران مسیحی یهودی نجس هستند و کسی در این زمینه نباید تعارف داشته باشد. در یک حکومت اسلامی لازم نیست کسی سنگ مسیحیان را به سینه بزند و بگوید در فلان آهنگ چرا در حق این گروه ظلم شده؟بر اساس دستور انجیل آنها باید آن طرف صورت خود را نیز بر گردانند تا یکی هم به آن طرف بزنیم!!!
متال مانند سایر سبک هانوع خاصی از موسیقی به حساب می آید با اصول مربوط به خود از لحاظ استفاده از ریتم ها فواصل/ مدها /سازها و... در اینجا موسیقی تنها یک ابزار دست هنرمند است هنرمند می تواند بوسیله آن صداهایی را که در طبیعت نمی شنود را تولید کند . اصواتی که خداوند در جهان پخش کرده گاه بسیار آرام بخش و گاه بسیار وحشتناکند. در موسیقی نیز می توان به همین ترکیب دست زد می توان بوسیله استفاده از مدها صداهایی شاد و آرام بخش یا اصواتی مرموز و ترسناک ساخت و اصولا جنس موسیقی متال همان حالت تاریک مرموز و ترسناک بودن آن است. این موارد هیچ ربطی به این ندارد که چه کسی شیطان پرست است و چه کسی مسیحی یا یهودی است . گیتار روی زمین افتاده تو می توانی با آن یک آهنگ آرام بزنی و می توانی یک تم ترسناک اجرا کنی حال اگر شیطان پرست باشی می توانی در کنارش در مدح شیطان نیز ترانه ای بخوانی و اگر مسیح را به عنوان خدا قبول داشته باشی در مدح "خداوند مسیح" !!! مداحه سرایی می کنی (ولی اصولا هیچ یک اصالت ندارند اصالت اصلی متال را باید در همان کلوپ های زیرزمینی دید . در آن کلوپ ها شیطان /مسیح و هر چیز خوب و بد با هم فحش می شنیدند). فرقی چندانی میان کسی که بعد از کلمه خداوند نام شیطان یا مسیح قرار دهد وجود ندارد.حتی در مواردی مسیحیت از شیطان پرستی بد تر است کدام شیطان پرست تا کنون توانستهفجایایی که مسیحیت و یهودیت در جهان به بار آورده اند را مرتکب شود. هر تیری که امروز در قلب یک کودک و مادر مسلمان جای می گرد با نقشه یک یهودی و با سرمایه یک مسیحی اتفاق افتاده است.
آیا در بین کسانی که موسیقی پاپ می خوانند شیطان پرست وجود ندارد . در بین سبک های دیگر موسیقی چطور . آیا در بین کسانی که پاپ می خوانند همجنس باز وجود ندارد همینطور سبک های دیگر موسیقی . حتی به دلایل زیاد می توان ذکر کرد که عده زیادی از همجنس بازان اصولا هیچ علاقه ای به موسیقی متال ندارند( از این مطلب می گذرم که حتی همجنس بازی هم ریشه در مسیحیت دارد .عده ای از همجنس بازان حتی خود مسیح را بدلیل نداشتن زن یک همجنس باز می خوانند. حتی اناجیلی در این زمینه موجود است که فعلا به این بحث مربوط نمی شود.) در صورتی که عده ای دیگر ممکن است حتی خود یک گروه در این سبک موسیقی شوند .
توجه کنید قبل از اینکه گیتارت را برداری ذهنیتت شکل گرفته گیتار فقط منعکس کنند درون توست . تو با زدن گیتار شیطان پرست /همجنس باز/ کافر یا هر چیز دیگری نشده ای بلکه قبلا به این موضوعات رسیده ای و حال با گیتار در حال اجرا کردن آهنگی در این رابطه هستی. بسیاری از گروهای مشهور هوی متال آنتی کرایست هستند و نه شیطان پرست البته در بین آنها شیطان پرست هم وجود دارد. گاهی اوقات برایم بسیار سخت می شود که مثالی از این دست گروه ها بزنم . چون اصولا گروه های مطرح شده در آن مقاله بی اصالتند و متال حساب نمی شوند . دوباره ذکر می کنم که خشونت در بین آنها بسیار اندک است بیشتر گروههای تجاری هستند تا بندهای بزرگ متال. متال واقعی را باید در کلوپ هازیرزمینی دید و نه در روی صحنه های تجاری . قصد مقایسه نیست ولی امثال متالیکا/ مگادث/ و حتی اسلایر که در دهه 80 بخوبی با عث درخشش سبک هایی نظیر ترش متال اسپید متال و امثال آن بودند در دهه نود بدلیل آلوده شدن به تجارت وجهه متال گونه خود را از دست دادند. بطوری که امروز حتی برخی عارشان می آید به آنها متال بگوید. ولی کاش در آن مقاله ما به این اسامی بر می خوردیم. اوضاع خراب تر از این حرف هاست . اشخاصی مانند مرلین منسون / گروهایی که در سبک هایی نظیر glam metal یا در واقع glam rock مشغول به فعالیت هستند برای کسانی که به موسیقی متال دهه های 70 و 80 و موسیقی دهه 60 گوش داده اصلا توجیه پذیر نیستند. البته ناگفته نماند گاهی اوقات قطعات خوبی نیز در کارهای آنها به چشم می خورد. همین مرلین منسون که همیشه در معرض هجوم راست گرایان افراطی در آمریکاست در اشعار خود به نکاتی اشاره می کند که بسیار قابل اهمیت است در یکی از اشعارش به پدرهای مقدس می گوید من نمی گویم که خدا را قبول ندارم بلکه من آن خدایی را که شما می گویید قبول ندارم. مسیح را روی صلیب مسخره می کند و کتاب مقدس را روی صورت طرفدارانش پاره پاره می کند.یقین بدانید او فرد باهوشی است. اصولا کسانی که در موسیقی متال فعالیت می کنند انسان های باهوشی هستند( البته ناگفته نماند کسانی که با شناخت اصلا موسیقی گوش نمی دهند با هوش ترند!!!). مرلین منسون از جمله افرادی است که در حال تجارت با موسیقی است . در یک مصاحبه او می گوید من می توانم ادعا کنم بزرگنرین روانشناس دنیا هستم چون هیچ روانشناسی بلیط هایش به قیمت بلیط های کنسرت های من در بازار سیاه به فروش نمی رود. برای کسانی که می خواهند با هوش او آشنا شوند توصیه می کنم مستند بولینگ برای کلمباین اثر مایکل مور را ببینید مایکل مور در حالی که سرگردان در بین زمین و هوا برای یافتن عامل جنایت های مسلحانه در آمریکاست به مرلین منسون بر می خورد چون بسیاری او و به طور کلی هوی متال را دلیل خوشونت می دانند. او به سراغ مرلین منسون می رود و این منسون است که به مایکل مور یاد می دهد در کجا به دنبال متهم اصلی بگردد.آری مرلین منسون رسانه های آمریکا را هدف می گیرد و می گوید رسانه هابا ایجاد وحشت و ترس از حمله ها ی احتمالی به آمریکا به منظور مقاصد تجاری مردمرا همیشه در رعب و وحشت نگه می دارند . این وحشت به حدی است که دیگر حتی دو همسایه هم نمی توانند به هم اعتماد کنند و با کوچکترین اشاره یکی بروی دیگری هفت تیر می کشد.
ولی یادمان باشد همانطور که گفتم همیشه گروه های شماره یک از دید هاپنهان می مانند آنها در همان کلوپ های محقر در حال هنر نمایی بودند و در همان کلوپها از بین رفتند و شاید گروههای فوق تنها مخاطبین این اشخاص خاص بوده اند.
روابط آزاد دختر و پسر ها
"جاذبه هاي مجازي و حاشيهاي موسيقي متاليكا(اصلاح می کنم موسیقی متال) مانند ايجاد فضا براي روابط آزاد دختران پسران"
فضای آزاد برای دختر و پسران بسیار قبل تر از اینکه حتی موسیقی متال بدنیا بیاید شکل گرفته بود . در حقیقت این موضوع با نابغه ای به نام الویس پریسلی شکل گرفت که در قالب موسیقی راک اندرول ایفای نقش می کرد . راک اندرول سبک بسیاری از سیاهپوستان بود که سالها قبل از الویس نیز به اجراهای متنوعی دست میزدند برای همین است که می گویم اگر قرار است کسی را مثلا در مقوله روابط آزاد دختر و پسر متهم کنیم این الویس است که باید تیر باران شود. اما چه عواملی الویس را به این کار واداشت.زمانی دستورات مسیحی با عث شده بود مسیحیان حتی به حمام هم نروند چون در اناجیل عریان بودن بدن گناه حساب می شد . بعد از آشنایی مسیحیان با مسلمانان که حداقل در روز باید 5 بار وضو می گرفتند اوضاع برای کیشیشان مقداری سخت شد . ولی آنها که تبحر خاصی در آپدیت کردن اناجیل دارند این مشکل را از سر راه مسیحیت برداشتند .اگر به تصاویر نقاشی ها و حتی فیلم های باقی مانده از دهه های آغازین 1900 میلادی نگاهی بیاندازید با پوشش یک زن مسیحی بیشتر آشنا می شویم. لباس های پر چین لایه لایه و گشاد که تا نوک مچ را نیز پوشانده . دستها درون دستکش قرار دارد کلاه موها راپوشانده زیر دامن شلوار وجود دارد . حتی برای شنا کردن هم باید با آنها وارد آب شد . لباس هایی با فرم های پر دردسر عریض و طویل. ولی این پوشش از یک عقیده پوشالی نشعت می گرفت نه اناجیل قدرت تحلیل این نوع پوشش را داشتند و نه کشیشان چون اصولا آنها غیر از اناجیل چیز دیگری نمی خواندند ولی کشیشهای یهودی!!! بخوبی مسیحیت را به سر منزل مقصود می رساندند. در نهایت سوالی از ناحیه الویس که چرا باید این طور باشد همه چیز را بهم ریخت . در ابتدا همه مخالف او بودند او را تحریم می کردند جلوی اجرا های اورا می گرفتند در رادیو یا تلوزیون قطعات او پخش نمی شد حتی تصویر او برای اینکه دختران را تحریک می کرد ممنوع بود پدر و مادران مخالف او بودند. اما شیفتگان او که همان جوانان بودند با عث شد طمع کشیش های یهودی به بهره برداری تجاری از او بالا بگیرد بدین ترتیب آنها اناجیل را آپدیت کردند و موضوع از لحاظ مذهبی هم حل شد. بدین تر تیب دنیا وارد عصر جدیدی شد . گروهایی افسانه ای نظیر ددورز با هنر نمای جوانی به نام جیم موریسون که یک تنه بت تمام طرفداران سبک های راک اندرول/ راک /هارد راک و هوی متال حساب میشد و می شود و خواهد شد و بیتل ها با حضور جان لنون افسانه ای /پل مکارتنی به گسترش یاغی گری پرداختند و همه چیز را زیر سوال بردند تمام ساخته های کشیشان در طول چند سال فعالیت همین دو گروه از بین رفت . دیگر پدر مادر ها نیز طغیان گر شده بودند . گروه هایی بزرگی نظیر پینک فلوید/ دیپ پارپل و نوازندگان برجسته ای نظیر اریک کلپتون / جف بک اسطوره ای بطور چند جانبه از همین دو گروه تاثیر گرفته اند .
روابط دختران و پسران به افراطی ترین حالت خود رسیده بود . پارتی های شبانه در دیسکوهای مختلف مواد مخدر/ مشروبات الکلی بنیان/ همه چیز متلاشی شده بود بعد از سالها خفقان یکدفعه در عرض شاید تنها یک دهه همه چیز دگرگون شد . متاسفانه اصلاح نشد بلکه به سمت افراط رفت .غفلت همه جا را پر کرده بود. حال دیگر جوانان در روزمرگی غرق شده بودند . دیگر از لذت بردن خسته شده بودند . شاید یکی از عوامل بوجود آمدن سبکی که خشونت به موسیقی تزریق کند همین روزمرگی بود . بدین ترتیب در دروران نقش آفرینی بزرگان هوی متال نه تنها روابط دختر و پسر از آنچه بود بدتر نشد بلکه تعدیل هم شد . اکثر گروه های هوی متال بدون وجود حتی یک زن به روی صحنه می رفتند . آنها ساده لباس می پوشیدند لباس هایی پاره و گاه حتی تیشرت به تن نمی کردند. اصولا در موسیقی متال در روی صحنه زنی دیده نمی شود و اتفاقا این یکی از افتخارات گروه های متال یشمار می آید. در صورتی که از زن ها در سبک های دیگر موسیقی استفاده های تبلیغاتی فراوانی می شود. در بین گروه های مشهور و مطرح هوی متال حتی نام یک زن نیز به چشم نمی خورد و معدود زنانی که به این سبک پرداخته اند جز رده های چهارم به بعد شاید حساب شوند .
گزافه گویی های اضافی:
شيطانپرستي در ايران (تاريخي)
1- دروزيها
دروزيها اقوام مهاجري هستند كه از مناطق غربي كشور طي فاصله زماني حداقل 10 قرن پيش به دليل آزارهاي حكومت وقت بر عليه شيعيان فراري شده و در مناطق از فلسطين اشغالي ، سوريه ، لبنان و ... سكني گزيده اند .
این مطلب را ارجاع می دهم به وبلاگ ناریا و استاد ارجمند و اسطوره تاریخ شرق میانه جناب پورپیرار . تنها در جواب این مطلب به این نکته اشاره کنم که در عهد صفویه وقتی تنها در اصفهان ۱۵۰۰ دهکده ۱۸۰۲ کاروانسرا و جمعیتی ۱ ملیونی یافت می شود باید تعدادی از آنها شیطان پرست باشند تا شهر تکمیل شود دیگر !
هوی متال در ایران
حوصله بحث در این باره را فعلا ندارم ولی تمام موارد اشاره شده در آن مقاله یاوه مطلق است . بطوری که نویسنده آن مقاله هنوز نمی داند اسم گروه ایرانی که نام می برد SDS است و نه DSD!!!!!!!! که این بندگان خدا فقط به اجرای مجدد چند آهنگ از گروهای مشهور هوی متال پرداخته اند و فکر کنم با دیدن نام گروه خود در زمره طرفداران متالیکا الان خون خونشان را می خورد! در ایران هزاران هزار SDS در حال فعالیت گروهی و انفرادی هستند. ولی باید مجددا عرض کنم اصولا هوی متال برای فضاهایی نظیر آن کلوپی است که در اول مطالبم ذکر کردم و نه ایران. این حرف ها مرا یاد کامنتی از فردی به نام رامین می اندازد که برای من نوشته بود :
باید به او بگویم آن کودکی که اگر وقت خوردن آب پرتقالش دیر شود حالش خراب می شود اصولا نمی تواند فرهنگ حاکم بر آن کلوپ ها را درک کند . افرادی که در این کلوپ ها فعالیت می کردند اصولا انسان های ناراحتی بودند که دیگر هیچ چیز در زندگی برایشان اهمیت نداشت .مذهب همانقدر برایشان بی اهمیت بود که ملیت . اتفاقا آنها اول از کوبیدن ایل و طایفه خود شروع می کردند و هیچ چیزی در زندگی آنها را دلخوش نمی کرد. ولی همانطور که بارها گفتم گویا اخبار دیر به ایران می رسد !!!همانطور که گفتم متال بعد از ظهر یک روز سرد زمستانی در قبرستانی متروک به خاک سپرده شده و امروز دیگر چیزی به نام متال وجود خارجی ندارد . در این چیزی که امروزر به نام متال به کودکان داده می شود دیگر می توان هر طور که خواست بود .آن بچه می تواند هم آب پرتقالش را بخورد و هم متال باز باشد. متاسفانه همه چیز در ایران واژگون می شود . این کامنت استاد را باید طلا گرفت و بر دیوار چسباند .
موسیقی متال و صهیونیست
. شروع کار اکثر گروه های هوی متال با به چالش کشیدن تورات و اناجیل همراه بود . مسیحیت محکوم می شد و یهودیت به عنوان انگلی که باید از میان برداشته شود نگاه می شد. گروه های هوی متال گاه دست به مصاحبه های جنجالی می زدند که اکثرا درون مایه های نژاد پرستانه داشت بسیاری از آنها تحت عنوان نئو نازی ها محکوم می شدند و این قضیه تا انجا پیش رفت که اعضای گروه ها ترجیح می دادند کمتر درباره صهیونیسم و یهودیت حرف بزنند . تعداد زیادی از آنها به خاطر اضهاراتشان مورد بازخواست قرار می گرفتند. با توجه به اینکه هالیوود/ شبکه های پرزرق و برق/ رسانه ها ی قدرتمند/ همه و همه در اختیار صهیونیست هاست ولی پوشش خبری و نمایش کلیپ/ آهنگ و هر چیز دیگری از گروه های متال در بایکوتی معنا دار قرار دارد . باید به این نکته توجه کرد که اصولا هوی متال در جوامع بسیار مذهبی نظیر امریکا نیز در تحریم کامل قرار داشته و دارد . بعد از مرگ هوی متال و وارد شدن اکثر گروه های نامی به صحنه های تجارتی بدون شک درامد اینگونه کنسرت ها موضوع بسیار مناسبی برای سرمایه گذاری در این بخش بوده و هست و این تنها به بخش موسیقی متال ربط ندارد انواع و اقسام موسیقی هر جایی که درامدی چشم گیر وجود داشته باشد یهودیت نیز حضور دارد . باید توجه داشت یک یهودی بدون دینش هم یک یهودی است . او از هر ابزاری برای کسب درامد و ضربه زدن به این و آن استفاده می کند از هر ابزاری . گوشی تلفن همراهی که امروز در دست 90 درصد ما ایرانیان وجود دارد مال شرکت های یهودی است . لوازم خانه مان لوازم خودرو و حتی بعضی از محصولات غذایی همین اینترنتی که ما از آن استفاده می کنیم همه و همه جالبه همه اینها در اصل برای یهویان است ولی در ظاهر نیست . همانطور که استاد پورپیرار کرارا متذکر شده اند از هر یک دلار پول رایج در جهان 75 سنت به یهودیان و کمپانی های یهودی اختصاص دارد . جالب است که با وجود هزاران کانال ماهواره ای این یهودیان حتی یک شبکه بر روی ماهواره ندارند. بهر حال متال هم سبکی از موسیقی است می توانی از آن در جهت صهیونیست استفاده کنی و می توانی بر ضدش آن را بکار بگیری و لی اصولا بخاطر فعالیت های گروه های ریشه دار این سبک موسیقی خاصیتی ضد صهیونیستی دارد .
متال را بزرگ نکنیم!
می بینید به من میگن یه متال واقعی با این حرفم به خود متال هم بد و بیراه می گم !!! مدت هاست که دیگر هیچ قطعه ای بر رویم تاثیر نمی گذارد قطعات قدیمی برایم کهنه شده و در قطعات جدید چیز خاصی دیده نمی شود البته گه گاهی یادی از موزیک های قدیمی زنده می کنم و بعضی اوقات از میان هزاران آهنگ جدید شاید یک آهنگ را برای چند بار گوش کنم ولی آن هم خیلی زود تکراری میشود . از متال تنها برایم خاطره ای مانده و بیشتر مشغول تمرین کردن تم های مختلف و ساخت آهنگ هایی برای خودم هستم در صورتی که می دانم متال مرده .وقتی جیم مورسون گفت راک مرده . راک هوی متال را 4 ماهه حامله بود در همان وقت متال هم مرد . حقیقت این است که به نظر من نوازندگان متال حتی در دهه های 70 و 80 هم کار خاصی انجام ندادند. همانطور که بررسی های تمدنی را باید از جغرافیا شروع کرد و در نهایت آن را روی نواری باریک دید . متال دهه های 70 و 80 را نیز باید در آن شرایط زمانی سنجید . در آن زمان همانطور که نوازندگانی این چنینی وجود داشتند نقاشان این چنینی فیلم سازان این چنینی کارگران این چنینی اصلا گویا در آن زمان همه متال بودند! حتی نوازندگان پاپ هم در آن زمان متال بودند . واقعا پاپ دهه های 60و70 در برابر پاپ امروزی دث متال است! امروز همه چیز از بین رفته نه تنها متال بلکه پاپ هم از بین رفته بلوز کانتری حتی فلامنکو دیگر کجا هستند. ال دیمیولاها جان مکلافین ها کجاهستند پاکوپنیاو پاکو دلوچیا کجاست. جالب می دانید چیست امروز اکثر همان اشخاص زنده اند البته بعضی هایشان هم به درک واصل شده اند . بطور مثال هنوز هم اسلایر هست هنوز هم متالیکا هست هنوز هم مگادث هست هنوز هم راب هالفورد هست هنوز هم آیرون میدن هست اما آیا اینها الان مشغول تولید چه کارهایی هستند اگر راب هالفورد امروز را پیش راب هالفورد دهه 70 ببری .راب هالفورد دهه 70 به راب هالفورد امروزی می گوید خال . مثالی بزنم تا همه متوجه شیم . مثلا ابی !!! خواننده ای با دماغی استثنایی که وقتی از هر به اصطلاح ایرانی بپرسی کدام خواننده ایرانی از همه بهتر است با افتخار فریاد می زند ابییییییییییییی . ولی سطح کار همین ابی را در دهه 70 با کارهای امروزیش مقایسه کنید . پس در آن دوره زمانی همه همانطور بودند . کسی استثنایی نبوده. پدران و بزرگتر های ما با جوانان امروزی قابل مقایسه نیستند هر کدام از آنها برای خود امروز متالری محسوب می شوند ولی در مقایسه با خودشان میبینی با توجه به شرایط آن روزگار انسان هایی کاملا عادی به حساب می آمده اند. کسی که اولین تغییر دهنده است را باید اثتسنایی خطاب کرد . نمونه بارز آن را می شنماسیم استاد ناصر پورپیرار مورخی که در زمانی زندگی کرد که همه در خواب بودند ولی او یک دگر اندیش بود و توانست جریانی به راه بیاندازد که روند کنونی دنیا را تغییر می دهد. آن هم در چه زمانی/ در زمانی که مواد مخدر و توهم بسیاری را نئشه کرده و هیچ کس حواسش نیست دنیا را دارند به چه سویی می کشند.
چه کسی امروز متال تر است
در بازار یراق آلات امروز پیک موتور سواری را دیدم که در حال بار زدن بر روی موتور خود بود شاید به جرات بتوانم بگویم چیزی نزدیک به 120 کیلو جنس سوار یک موتور کرد و خودش هم با زور جلوی آنها نشست.. وقتی داشت اجناسش را بار می زد به من که خیره به او مانده بودم گفت" از مجبوریه هروز صبح از کرج می کوبم میام تهران برای اینکه یه لقمه نون برای زن و بچم ببرم ". در آن برف سخت سوار بر موتورش شد و رفت به نظر من اون یکی از متال ترین آدمایی که دیدم . امروز پدرمن از من متال تره چون داره خرج چند نفر رو میده اگه کار نکنه وپول در نیاره برق خونمون قطع میشه و دیگه نمی تونم گیتار بزنم و متال بازی در بیارم...امروز هر کی می تونه پول حلال در بیاره از همه متال تره . به نظر من کثیف به کسی نمی گن که روی سن گه بخوره بلکه کثیف کسی که بخاطر 30 هزار تومن پول حاظره لباس های همکارش رو پاره پاره کنه .
خداحافظی
هیچ وقت فکر نمی کردم مجبور شم در باره متال بنویسم ولی کامنتی در وبلاگ استاد پورپیرار مجبورم کرد . می خوام خدا حافظی کنم از سبک مورد علاقه خودم دث متال سبکی که باهاش زندگی ها کردم . یاد چاک شولاینر رهبر گروه افسانه ای دث رو زنده می دارم .چه خوب شد زود رفتی ! دنیا کثیف تر از اون چیزی بود که بتونه تو رو توش نگه داره . همچنین گروهای دیگه مورد علاقم ابیچواری / سدوم و بطور کلی سایر بر و بچه های دث متال . همچنین برای اینکه بلک متال ها و دووم متال ها فحش بهم ندن از شون هم اینجا یادی می کنیم چون تعدادشون کم نیست (البته اگه بخواهیم به تعداد نگاه کنیم باید یاد شمایل زاده و جواد یساری و ... خیلی های دیگه رو هم زنده کنیم) ولی به شخصه از کیبورد در موسیقی متال بدم می اد. همچنین تا یادم نرفته یاد کرت کوبین رو زنده کنیم . کرت فقط چهار سال دوام آورد بعد خود کشی کرد .وای سید برت (می دونم که بعضی ها دارن اسمشو اشتباهی می خونن/ سید برت نیست!!!) .طرفدارای منو وار منو ببینن/ساواتیج / ریسر ایکس / آنترکس/ سیمفونی ایکس/ دریم تیاتر( دیگه داریم همه رو قاطی می کنیم آخه من از تمام این گروه ها کار کاور کردم) مرسیفول فیت /سلتیک فراست/اینسلیود/دایمند هد/موربید انجل/کری ایتر /سپالترا/دی ساید/پنترا و ...(اگه اسم کسی از قلم افتاد ببخشید دیگه) و یادی کنیم از تمام گروههای بینام ونشان .گروه هایی که در همان کلوپ ها زیرزمینی زندگیکردند / ساز زدند /درندگی کردند و در نهایت جان باختند کسانی که از تمام متال ها متال تر بودند. همچنین از یه نفر که نوع شناخته نشده ای از متال بود ولی اسمش رو اینجا نمی خوام ببرم.
چون آن مقاله نویس به متالیکا علاقه داره!!! حرف پایانی را بذارید از متالیکا بگیم.
تنها خاطره است که می ماند.
با تشکر فراوان از زحمات جناب آقای عابدی برای سر و سامان دادن به اوضاع سایت لینک های جدید دسترسی به مستند "تختگاه هیچ کس!" بدین تر تیب ارائه می شود:
http://naria.ir/pic/film/cd1/cd1-1.DAT
http://naria.ir/pic/film/cd1/cd1-2.DAT
http://naria.ir/pic/film/cd2/cd2.DAT
http://naria.ir/pic/film/cd3/cd3.DAT
از دوستانی که دسترسی به اینترنت پر سرعت دارند خواهشمندم این لینک ها را تست کرده و اطلاع دهند.
ریچارد ال.فرانکلین گزارش گر سایت اینترنتی the peoples voice در تحقیقات خود پیرامون بن لادن و ماهیت واقعی وی به نتایجی دست یافته است که نشان از مرگ رئیس شبکه القاعده دارد و تلویحا پرده از بسیاری حقایق در باره دولت آمریکا و ادعاهای بی اساس و اهداف آشکار و پنهان آن بر میدارد . برگردان این مقاله توسط سایت انترانفو انجام و در اختیار کاربران قرار گرفته است که با هم می خوانیم.
سال ها پیش هنگامی که درباره بن لادن تحقیق می کردم پی بردم که وی از نارسایی کلیوی پیش رونده رنج می برد.ماشین تبلیغاتی آمریکا عملا او را برگزیده بود تا نقش یک هیتلر جنگ دوم جهانی را در راستای اهداف واشنگتن ایفا کند.بدین شکل در یافتم که مشکلات کلیوی وی به دورانی باز می گردد که در جنگ افغانستان علیه نیروهای شوروی با سازمان سیا همکاری داشته .به من گفتند سیا او را برای انجام دیالیز و دیگر درمان های پزشکی به بیمارستان آمریکایی دوبی انتقال داده است.
پس از رانده شدن نیروهای شوروی از افغانستان فعالیت های عمومی بن لادن نیز کاهش یافت . وی در ایجاد اردوگاه های آموزشی شورشیان در افغانستان دست داشت و نفرت و انزجارش از امپریالیسم آمریکایی به بخش شناخته شده بینش های ایدئولوژیک او تبدیل شده بود . بن لادن بویژه خواهان آن بود که نظامیان آمریکایی از سرزمین زادگاهش عربستان خارج شوند که بدون شک خواسته ای منطقی بود .
بهترین چیزی که می توانم بگویم این است که او وسیا معهاذا به روابط بسیار نزدیک خود ادامه دادند چرا که از نقش های مشترک خود در آزادی افغانستان بهره و لذت می بردند [!!!!!!].
ضعف کلیوی بن لادن به هنگام وقوع حوادث تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به مسئله جدی تبدیل شده بود .در این راستا گفته می شود او دودستگاه دیالیز از دوبی خریداری/یکی را به یکی از اردوگاه هایش در افغانستان و دیگری را به مقصدی نامعلوم ارسال داشته بود.در آن زمان روزهای باقی مانده از عمر او قابل شمارش و چندان از آن باقی نمانده بود .چرا که به رغم دیالیز به هر صورت ضعف عملکرد کلیه ها خود یک حکم مرگ است و دیالیز صرفا چند صباحی بر روزهای باقی مانده می افزاید :طبیعتا مرگ کلیه چیز اندکی نیست. برخی بیماران موفق شده اند به کمک دیالیز حتی تا ۱۰ سال نیز به طول عمر خود بیافزایند و اخیرا نیز به لطف آزمایشات تجربی Co Q1o پنجاه درصد بیماران کلیوی عملکردکلیه های خود را احیا و دیالیز را به طور کامل متوقف کرده اند.
{اما بن لادن از این درمان که بالقوه زندگی را نجات می بخشد محروم ماند . بدین ترتیب فردی چون بن لادن که مدام در حرکت بود و دستگاه های دیالیز خود را همه جا بدنبال می کشید محکوم بود که خیلی زود زندگی را وداع گوید.بنابراین به هیچ وجه تعجب آور نیست که وی اندکی پس از حوادث ۱۱ سپتامبر از دنیا رفته باشد!}
و اما جالب توجه است که بن لادن آخرین ماه های زندگی خود را در یک بیمارستان آمریکایی در دوبی سپری کرده است . در آن زمان می شد شهادت افراد مختلف را که در این ماه های آخر عمر از او در بیمارستان عیادت به عمل آورده اند در اینترنت مشاهده کرد.امروز تنها یک سایت را می شناسم که از پاکسازی بارز قدرت حاکم جان بدر برده و هنوز نیز حقیقت را درباره آخرین روزهای زندگی بن لادن /مرگ وی و خاکسپاری او ارائه می دهد.این سایت حاوی یک آگهی ترحیم مصری است و به مقالات مختلف در همین راستا ادامه می دهد(آگهی مزبور و آدرسش در ذیل خواهد آمد).
مدت ها پیش آگهی ترحیم بن لادن را برای همه مشترکین خود ارسال داشتم چرا که در یک روزنامه پر تیراژ مصری به چاپ رسیده بود .توجه داشته باشیم که این آگهی در سراسر خاورمیانه منتشر شد. از بین روسای ممالک ژنرال مشرف علنا مرگ بن لادن را اعلام داشت اضهاراتی که اینک دیگر از اینترنت حذف شده و خود مشرف نیز دیگر آن را تایید نمی کند.او در این بازی اکنون با آمریکا شریک شده که مدعی است بن لادن در جایی در مرز بین افغانستان و پاکستان پنهان شده است!
من خود شخصا سه آگهی ترحیم مختلف را در این باب در سه روزنامه عرب خواندم (و در هر سه مورد نیز نسخه عربی آگهی در کنار ترجمه انگلیسی آن به چاپ رسیده بود[!!!]).اما به استثنای آگهی منضم به این مقاله به نظر میرسد آگهی های دیگر از شبکه اینترنت پاک شده اند.
حقیقت ساده است.بن لادن طی مراسمی ساده با حضور تعدادی از هوادارانش پنهانی در گوری گمنام به خاک سپرده شده.
تاریخ مرگ وی ۱۶ دسامبر ۲۰۰۲
آدرس آگهی ترحیم روزنامه مصری الوفد:
http://www.welfarestate.com/binladen/funeral/
-علامت هایی که در [ ] قرار گرفته خودم به متن اصلی اضافه کردم.
آدرس آنونس تختگاه هیچ کس ! در ۲ کیفیت:
خوب : http://www.narina.ir/uploads/anons%20(keyfiyate%20khoob).mpg
معمولی: http://www.narina.ir/uploads/anons%20(keyfiyate%20motevaset).avi
بنا به تو صیه دوستان که خیلی هم واجب بود من آنونس فیلم تختگاه هیچ کس رو به مدت ۹ دقیقه ساختم .تو این آنونس یه رکب به یهودیا زدم .به این صورت که اگه دوستان فیلم "فهرست شیندلر "رو دیده باشن(فیلمی که درباره کشتار یهودیان در جنگ جهانی دوم درست شده و به طرزی بینظیر بیننده رو تحت تاثیر جنایاتی که در جنگ جهانی دوم- البته به قول خود یهودیا- بر سر یهودیان آوردن قرار می ده)موزیک متن اون فیلم انقدر سوزناکه که آدم خاسته و ناخاسته تحت تاثیر قرار می گیره .
یعنی این ویژه گی فیلم های داستانیه به این صورت که :
تو موضوع رو انتخاب میکنی بعد برای اینکه بینندت رو قانع کنی شروع می کنی اون رو بزک کردن. بازیگری انتخاب میکنی که برای اون نقش خوب باشه-از لحاظ شکل /گفتار/سن و...- تا بیننده قانع شه بعد طراح لباس میاری بعد صحنه رو به شکلی که قابل قبول باشه در میاری و این کارها ادامه داره به نوعی کلک و کلک تا بتونی اون چیزی که توی سرت می گذره و ممکنه اصلا درست هم نباشه به بیننده القا کنی ولی در آخر ممکنه بیننده همه این ها رو ببینه و مطلب رو هم بفهمه ولی اون جوری که تو میخای نفهمه !!! مثلا تو میخوای بفهمه